رییس جمهوری آمریکا با رونمایی از راهبرد تازه علیه ایران پافشاری خود بر خصومت ورزی با تهران و توافق هسته ای را بار دیگر آشکار ساخت. مساله ای که در این ارتباط مهم به نظر می رسد، بایسته های رفتاری تهران در برابر سیاست های تازه کاخ سفید است.

«دونالد ترامپ» رییس جمهوری آمریکا با اعلام راهبرد تازه کاخ سفید در قبال ایران، به گمانه زنی ها درباره تایید یا عدم تایید پایبندی ایران به توافق هسته ای پایان داد. ترامپ هرچند آمریکا را از توافق هسته ای خارج نساخت، اما بار دیگر شدیدترین حملات را متوجه ایران کرد و خروج از توافق هسته ای را گزینه ای محتمل و منوط به تصمیم کنگره دانست. اظهارات اخیر ترامپ علاوه بر واکنش بسیاری از دولتمردان و چهره های سیاسی، بازخوردهای بسیاری را در جهان به دنبال آورد.

همزمان با پاسخ قاطع مقامات جمهوری اسلامی به گفته های ترامپ، طرف های توافق هسته ای از حمایت قاطع خود از برجام خبر دادند. در همین ارتباط برخی صاحبنظران سیاست خارجی درباره بایسته های اقدام و عمل جمهوری اسلامی ایران در برابر مواضع خصمانه رییس جمهوری جمهوری خواه آمریکا به طرح دیدگاه های خود پرداخته اند. از جمله «فیاض زاهد» استاد دانشگاه و صاحبنظر مسائل خارجی در گفت و گو با گروه پژوهش و تحلیل خبری ایرنا، به بیان نظرات خود درباره این مساله پرداخت.

**تلاش ترامپ برای تحقق سه شعار انتخاباتی

بخشی از اظهارات ترامپ در خصوص برجام، تمرکز بر وعده هایی است که در انتخابات ریاست جمهوری داده است، چنانکه بخشی از انرژی دولت ترامپ صرف تلاش برای تحقق وعده های انتخاباتی او می شود. ترامپ در دوره رقابت های انتخاباتی، چند محور مهم را هدف قرار داده بود. یکی مساله «اوباماکر» یا برنامه تامین اجتماعی و بیمه دموکرات ها بود که اوباما موفق شده بود بعد از 51 سال نظر مثبت دو مجلس را در مورد آن جلب کند و آن را در کنگره به تصویب برساند. جمهوری خواهان به ویژه ترامپ در دوره انتخابات روی این مساله تمرکز کردند که این بیمه، نامناسب است و از نظر اتلاف سرمایه ها، هزینه هایی را بر دولت تحمیل می کند. در نتیجه مخالفت های دولت ترامپ سرانجام اوباماکر لغو شد.

موضوع دوم مساله مهاجرت بود که با فراز و نشیب های فراوان و ورود وزارت دادگستری و دیوان عالی قضایی آمریکا و ورود برخی دادستان ها و روسای مراکز قضایی در بسیاری ایالت ها وتو شد. چون آمریکا کشوری فدرال است، دادستان بسیاری از ایالت ها قوانین دولتی که از واشنگتن در این ارتباط صادر شد را وتو کردند. موضوع سوم برجام بود که مورد مخالفت ترامپ واقع شده بود. ترامپ معتقد بود ایران سر دولت اوباما کلاه گذاشته است. کمپین اسراییل و دولت افراطی نتانیاهو و عربستان سعودی هم با آمریکا در مخالفت با برجام همراه شدند. واشنگتن، تل آویو و ریاض مثلثی سه ضلعی علیه برجام تشکیل دادند؛ اسراییل پیرامون موضوع برجام فضای امنیتی ایجاد می کرد، حمایت مالی را عربستان سعودی و فشار بین المللی و سیاسی را دولت ترامپ ایجاد می کرد.

**سخنرانی کمتر از حد انتظار ترامپ و آینده برجام

ترامپ برای این سخنرانی و برنامه ای که برای ایران و برجام تدارک دیده بود تبلیغات و پروپاگاندای سنگینی انجام داده بود. اشتباه بزرگ ترامپ و نقطه ضعف کاری که او انجام داد، بالا بردن این سطح از انتظارات بود. وقتی شما سطح انتظارات را بالا می بری ولی در نهایت از برجام خارج نمی شوی و تکلیف آن را به کنگره واگذار می کنی، از نظر افکار عمومی و رسانه ها به این معنا است که اقناع ایجاد شده را ترمیم نکرده ای. لذا خود این به یک سلاح تضعیف کننده علیه صاحب آن استراتژی تبدیل می شود. این حجم از تبلیغات سیاسی و توجه جهانی نسبت به موضوع توافق هسته ای و بعد عدم خروج آمریکا از برجام و واگذار کردن آن به کنگره مورد انتظار مردم آمریکا نبود. حال برجام به کنگره سپرده شده.

کنگره آن را در پروسه های اداری خود قرار دهد و با توجه به اینکه سطح لابی در کنگره هم از طرف اروپایی ها، چین و روسیه و حتی ایران به صورت نامحسوس اثرگذار خواهد بود، در نهایت تصمیم گیری در مورد توافق هسته ای به یک فرایند فرسایشی تبدیل می شود که انتظارات در مورد برجام را متناسب با استراتژی ترامپ برآورده نمی کند. ترامپ زمانی می توانست این بازی را به نفع خود تمام کند که برجام را مانند مدل صدام حسین پاره می کرد و به صورت یکجانبه خروج آمریکا از توافق را اعلام می کرد. درگیری آمریکا در مذاکرات کره شمالی، فشار نمایندگان اروپایی، اختلافات داخلی جمهوری خواهان و کنگره و فضای افکار عمومی در آمریکا سرانجام ترامپ را به این نقطه رساند که باز هم مثل مدل بیمه و مهاجران بگوید که بله، من به وعده خودم عمل کردم ولی کنگره و دیگر نهادها با من همکاری نکردند.

این به این معنی نیست که عملکرد ترامپ در ارسال برجام به کنگره فشاری به ما وارد نمی کند. واقعیت این است که ترامپ به تمام انتظاراتش دست پیدا نکرده اما ما هم اگر دقت نکنیم که در چه زمینی در حال بازی هستیم، می تواند برای ما هم آسیب زننده و تهدید کننده باشد.

**شباهت الگوی سیاست ورزی ترامپ با ریگان

چیزی را که من دارم در دولت ترامپ می بینم این است که ترامپ شباهت عجیبی به دولت ریگان پیدا کرده است و خود ترامپ دارد بسیار شبیه ریگان عمل می کند. اگر بخواهیم دو شخصیت را در تاریخ روسای جمهوری آمریکا و دولت های مستقر در کاخ سفید با هم مقایسه کنیم، بی تردید می توانیم باراک حسین اوباما و جیمی کارتر را با هم مقایسه کنیم. هر دوی آنها از شخصیت های برجسته دموکرات و چهره های مطرح در جامعه آمریکا هستند. هرچند ما در جریان انقلاب اسلامی ایران خاطرات خوبی از کارتر نداریم و فضایی منفی در ارتباط با ماجرای طبس در ذهن ما شکل گرفت، ولی یادمان باشد که او تنها رییس جمهوری آمریکا بود که به فلسطین و غزه سفر کرد و یکی از فعالان برجسته در زمینه حمایت از حقوق اقلیت ها و گروه های آسیب پذیر و اقلیت های دینی در سراسر جهان و جزو منتقدین برخی از سیاست های ایالات متحده آمریکا است. بهرحال جیمی کارتر امروزه یکی از چهره های بسیار خوشنام در صحنه دیپلماسی بین المللی است. جالب این است که بعد از جیمی کارتر یکی از گانگسترها و آرتیست های هالیوود که سابقه چندان درخشانی در حوزه سیاسی نداشت و بیشتر بازتاب شخصیت و چهره «جان وین» در فیلم های آمریکایی بود، یعنی ریگان به کاخ سفید راه پیدا کرد.

ریگان هزینه های تعامل با اتحاد جماهیر شوروی را بسیار بالا برد. او در ابتدا جنگ ستارگان را ابداع کرد. بخشی از جنگ ستارگان، مجازی بود. بخشی از آن دمیدن در تنور رقابت هسته ای و فضایی و نظامی اتحاد جماهیر شوروی با آمریکا بود. در زمان ریگان طرح های بسیار گسترده ای در جهت ناکارآمد کردن بیولوژی و ژنتیک محصولات کشاورزی در شوروی شروع شد، قحطی های گسترده ای در مزارع کشاورزی شوروی شروع شد که بعدها معلوم شد، همه طرح های پیچیده سازمان سیا بوده است. همینطور ریگان کاری کرد که هزینه های اتحاد جماهیر شوروی به شدت افزایش پیدا کند و همین مساله موجب شد اتحاد شوروی 4 سال بعد از ریگان، در زمان جرج بوش اول سقوط کند. به نظر بنده به عنوان یک ناظر آشنا به حوزه بین الملل و تاریخ مناسبات روابط خارجی ترامپ از نظر فردی و عملکرد سیاسی شبیه ریگان است. شعار اصلی ترامپ یعنی «ما آمریکا را مجددا باشکوه خواهیم کرد» شعار ریگان است.

**تک های به جا در برابر پاتک آمریکایی ها مدلی که الان دستگاه سیاسی کاخ سفید انجام می دهد شبیه همان مدلی است که ریگان با اتحاد جماهیر شوروی انجام داد. لذا به مقامات امنیتی جمهوری اسلامی در بخش بین المللی و دوستانم در وزارت امور خارجه و مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی توصیه می کنم حتما 10، 15سال آخر اتحاد جماهیر شوروی و 8 سال تعامل ریگان با اتحاد جماهیر شوروی را مطالعه کنند و بررسی این دوره را در دستور کار خود قرار دهند. این الگویی است که آمریکایی ها آن را یک بار تجربه کرده اند و ما باید با این ضد تاکتیک ها آشنا شویم و متناسب با «تکی» که آنها انجام می دهند «پاتک» بزنیم. نباید هیجان زده شویم نباید هزینه برخی پروژه ها در کشورمان را آنقدر افزایش دهیم که بر طرح های عمرانی و ساخت و ساز و بر گسترش و تمرکز دولت سایه اندازد. به عنوان کسی که سالها است کار امنیتی کرده و استراتژی را می فهمد، به آقای روحانی توصیه می کنم که یک تیم حرفه ای و متخصص را مامور مطالعه این حوزه قرار دهد.

ما نباید در فضای احساسی و در فضای غیر واقعی قرار بگیریم. ما نباید هزینه ای بیش از آنچه لازم است بر کشور تحمیل کنیم. واقعیت این است که دولت روحانی در ارتباط با برجام کار زیادی نمی توانست با آمریکایی ها انجام دهد، حتی اگر سخنرانی و فشار ترامپ هم نبود. از نظر من با توجه به برخی مواضعی که در داخل اتخاذ شد و با توجه به برخی استراتژی هایی که در مورد کار اقتصادی با آمریکا در نظر گرفته شد، بستن همه مجاری اقتصادی به سوی آمریکا کار غیراستراتژیکی بود. نمی شود دست کشوری را که برجام محقق کرده از مزایای بهره وری آن در ایران قطع کنی و این سفره فقط برای فرانسه، آلمان و انگلیس، چین و روسیه باز باشد. طبیعی است همراهی دموکرات ها و جمهوری خواهان در فشار علیه ایران، پاسخ مستقیمی است به رفتار ما. ما باید در این حوزه دقت بیشتری می کردیم. ما می توانستیم اجازه دهیم در حوزه نفت و گاز برخی شرکت های آمریکایی بیایند و پروژه بردارند. در واقع می توانستیم و درست تر این بود که امنیت اقتصادی خود را با منافع اقتصادی آنها گره می زدیم. این نکته بسیار کلیدی است.

**لزوم تقویت مناسبات با دیگر قدرت ها معتقدم که روحانی باید تمرکزش را بر همکاری با دیگر قدرت های جهان بگذارد. اینک این فرانسه ، آلمان و انگلستان و ایتالیا هستند که می توانند در انجام پروژه ها، سرمایه گذاری ها، کارهای مشترک در حوزه های مخصوصا مسکن، خودرو و انرژی با ما همکاری کنند. دولت چین استراتژی ده سال آینده اش، مبنی بر «یک کمربند، یک راه» است؛ استراتژی که دولت چین برای تحقق آن علاقمند به گسترش روابط اقتصادی با حوزه کشورهای CIS است، ما در بالای خزر 400 میلیون نفر جمعیت داریم.

دسترسی غرب به شرق و شرق به غرب از طریق ایران یک مسیر تاریخی است. ما سابقه جاده ابریشم را داریم. مسیر ما نزدیکتر و امن تر است. از نظر اقتصادی توجیه پذیرتر است. ما امروز می توانیم از طریق راه آهن، شرق و غرب را به هم وصل کنیم. ما می توانیم از علاقه چین برای گسترش نفوذش در این منطقه استفاده کنیم و بخشی از این سود و جهت گیری اقتصادی باشیم.

ما اصلا می توانیم بخشی از روش و بخشی از هدف استراتژی های دولت چین وروسیه در این منطقه باشیم و به عنوان یک بازیگر مستقل بتوانیم بین منافع اروپا و این دو قدرت در مناطق خودمان پیوند برقرار کنیم. اینها موردی است که تمرکز ما را از آمریکا دور می کند و ما را وارد حوزه هایی می کند که امکان بازی و تعامل داریم و این باعث می شود که ما در زمینی که ترامپ برای ما طراحی می کند بازی نکنیم. این مساله آثار فشار و جنگ روانی و جنگ سرد علیه ایران را کاهش می دهد و در واقع ترامپ را وادار می کند در زمین بدون بازیگر بازی کند. این کاری است که ما باید با دقت انجام دهیم.

منبع: ایرنا

نوشتن دیدگاه

  logo-samandehi
کلیه حقوق برای پایگاه خبری پایا۲۴ محفوظ است .

sssfvdxvsssfvdxvss